بررسی و نقد فیلم شیفت آخر وقت | Late Shift

«شیفت آخر وقت» یا «Late Shift» ساخته‌ی پترا بیانینا فولپه، یکی از معدود آثاری است که پرستاری را نه به‌عنوان مهره‌ای فرعی در درام‌های بیمارستانی، بلکه به‌عنوان یک قهرمان فرسایشی و بی‌ادعا به تصویر می‌کشد. عنوان غیررسمی فیلم، «قهرمان»، انتخابی مناسب برای شخصیت اصلی، فلوریا لیند، است؛ پرستاری که در طول یک شیفت شب معمولی، تمام ظرفیت انسانی خود را برای حفظ جان دیگران خرج می‌کند.
همین اول باید گفت در خصوص عنوان فیلم هم بحث زیاد است، البته عنوان فارسی؛ چرا که کارگردان با توجه به روند فیلم از کلمه‌ی بسیار دقیق انگلیسی Late استفاده کرده است. اما در فارسی، معادل‌یابی این واژه محل اختلاف می‌شود، چون late صرفاً به «شب» یا «آخر وقت» اشاره ندارد، بلکه بار روانیِ فرسودگی و کش‌آمدن زمان را هم با خود حمل می‌کند. به همین دلیل عنوان‌هایی مثل «شیفت شب» هرچند رایج‌اند، اما معنای عمیق‌تری را که فیلم بر آن تأکید دارد منتقل نمی‌کنند و انتخاب عنوان فارسی همچنان قابل بحث باقی می‌ماند.
فیلم برخلاف جریان رایج آثار بیمارستانی، به‌جای تکیه بر تعقیب‌وگریز، بحران‌های پی‌درپی یا ملودرام‌های اغراق‌شده، در فضایی آرام، واقع‌گرایانه و بی‌پیرایه روایت می‌شود. تنش‌ها زمانی پدیدار می‌شوند که کوچک‌ترین اشتباه می‌تواند به فاجعه‌ای تبدیل شود و همین ظرافت است که تماشاگر را مدام گوشه‌ی صندلی نگه می‌دارد. فضاسازی صادقانه‌ی فیلم، که به شکل چشمگیری به واقعیت نزدیک است، حس حضور فیزیکی در محیط بیمارستان را منتقل می‌کند؛ تماشاگر کنار پرستار می‌ایستد، بین راهروها قدم می‌زند و فشار سنگین یک شیفت شب را با او لمس می‌کند. یکی از نقاط قوت فیلم، بازی طبیعی بازیگران نقش بیماران است. بیمارانی که گاهی مهربان و همدل‌اند و گاهی پرتوقع، خسته یا حق‌به‌جانب. همین واقع‌گراییِ طیف رفتاری بیماران، تجربه‌ی فیلم را ملموس‌تر می‌کند. برای کسی که تجربه‌ی حضور در بیمارستان را از زوایای مختلف داشته باشد، «شیفت شب» درست همان دنیای آشنایی را بازسازی می‌کند که در آن یک پرستار باید هم‌زمان متخصص، مدیر بحران، حامی روانی و گاهی حتی سپر انسانی باشد.
و اما خانم پرستار....

شخصیت‌پردازی پرستار

  • شخصیت اصلی فیلم، که «فلوریا لیند» نام دارد، پرستاری آرام، دقیق و متعهد است. او لحظات بحرانی را با ترکیبی از مهربانی، خستگی و اراده‌ای مثال‌زدنی مدیریت می‌کند. فیلم نشان می‌دهد که مدبر بودن همیشه کاری قهرمانانه است، حتی اگر کسی آن را تشویق نکند. در موقعیت‌هایی که بسیاری از ما کم می‌آوریم یا عصبانیت‌مان فوران می‌کند، فلوریا با کنترل، صبوری و مسئولیت‌پذیری واکنش نشان می‌دهد؛ شخصیتی که بیش از آن‌که ایده‌آل‌سازی شده باشد، به‌طرزی آزاردهنده واقعی است.

    فیلم حتی به لحظات فرساینده‌تر هم می‌پردازد؛ همان زنگ کمک اتاق بیماران که هر بار نوید یک فوریت را می‌دهد، اما اغلب با درخواست‌های بی‌اهمیت، نیاز به توجه یا شکایت‌های تکراری همراه می‌شود. این جزئیات کوچک، دقیقاً همان چیزی است که «شیفت شب» را قابل‌باور و ارزشمند می‌کند؛ روایتی از روزمرگی شغلی که فشار روانی‌اش هیچ‌وقت در آمارها و گزارش‌ها دیده نمی‌شود.

    «شیفت شب» نه اثری پرزرق‌وبرق است و نه یک درام پرتنش کلاسیک؛ اما با تکیه بر صداقت، اجرای قدرتمند و تمرکز بر انسانیت فراموش‌شده‌ی حرفه‌ی پرستاری، به فیلمی تبدیل می‌شود که مدت‌ها پس از پایان تماشا در ذهن باقی می‌ماند.

Leave a Comment